معنی اسهار
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بیدار داشتن. (منتهی الارب). بیدار گردانیدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). بیدار کردن. بی خواب کردن. تأریق.
کلمات همقافیه با «اسهار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر