معنی اسنونت

معنی اسنونت

5 بازدید
[ اَ نَ وَ ] (اِخ) رجوع به اسنوند شود. اسنوند. [ اَ نَ وَ ] (اِخ) (در اوستا: اَسْنوَنْت)در فصل ۱۷ بندهش که از اقسام آتشها سخن رفته، در بند ۷ مندرج است: «آذرگشسب تا هنگام پادشاهی کیخسروب هماره پناه جهان بود. وقتی که کیخسروب بتکدهٔ دریاچهٔ چچست را ویران کرد، آن آتش بیال اسب او فرونشست سیاهی و تیرگی را برطرف نمود و روشنایی بخشید، به طوری که او توانست بتکده را ویران کند. در همان محل در بالای کوه اسنوند دادگاهی (معبدی) ساخت و آذرگشسب را فرونشاند». در فصل ۱۲ بندهش بند ۲۶ مندرج است که کوه اسنوند در اتروپاتکان (آذربایجان) است. از این کوه در بند ۵ زامیادیشت (اوستا) اسم برده شده است. امروز بتحقیق نمیدانیم که کوه مزبور در چه نقطهٔ آذربایجان واقع است. در زادسپرم نیز در فصل ۶ بند ۲۲ مندرج است: «آذرگشسب پیروزگر در کنار دریاچهٔ چچست واقع است». باز در زادسپرم فصل ۱۱ بند ۹ آمده: «آذرگشسب در کوه اسنوند در آتروپاتکان است». در دو سی روزهٔ کوچک و بزرگ در بند ۹ و در آتش نیایش بندهای ۵-۶ از کوه اسنوند و کوه ریوند که در نیشابور محل آتشکدهٔ معروف آذربرزین مهر بوده یاد شده است. (یشتها تألیف پورداود ج ۲ صص ۲۳۹ -۲۴۲) (مزدیسنا تألیف معین صص ۱۹۹-۲۰۱).

کلمات هم‌قافیه با «اسنونت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید