معنی اسنمة
7 بازدید
[ اَ نِ مَ ] (ع اِ) جِ سنام، بمعنی کوهان شتر. (منتهی الارب).[ اَ / اُ نُ مَ ] (اِخ) یا ذات اسنمة. پشته ایست نزدیک طحفة. (منتهی الارب). ابن قتیبة گوید: اُسنمة کوهی است قرب طحفة و صاحب کتاب العین گفته که رمله ایست و قول زهیر مؤید آنست: و عرّسوا ساعة فی کثب اسنمة و منهم بالقسومیات معترک. و گفته اند اسنمة پشتهٔ معروفی است نزدیک طحفة، و بعضی گفته اند قریب فلج و حوالی آنرا به وی نسبت کنند و اسنمات گویند، و بعضی دیگر اسنمة (بلفظ جمع سنام) روایت کرده و گفته اند پشته هایی است. و از اشعار ابن مقبل است: من رَمل عِرنان او من رمل اسنمة. توزی گوید: رمل اسنمة کوههایی است از ریگ شبیه به کوهان های شتر. و نیز گفته اند: اسنمة، رمله ایست به هفت روزه مسافت از بصره. عمارة گوید: اسنمة ریگ تودهٔ محدد طویلی است شبیه به کوهان و آن در پایین دهناء بر راه فلج است اگر بسوی مکه روی آورند و نزدیک آن آبی است که آنرا عُشَر گویند. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «اسنمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر