معنی اسنجان
6 بازدید
[ اَ سِ ] (اِخ) دهی جزو دهستان سردرود بخش اسکو شهرستان تبریز، ۱۲۰۰۰ گزی خاوری بخش اسکو، ۱۰۰۰۰ گزی خط آهن مراغه به تبریز. جلگه، معتدل. سکنه آن ۵۸۹ تن. شیعه. آب از چشمه. محصول: غلات، کشمش، کرچک، بادام. شغل اهالی: زراعت و گله داری. راه: مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ اِ سِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر، ۱۵۰۰۰ گزی شمال باختری هریس، ۹۰۰۰ گزی شوسهٔ تبریز به اهر. کوهستانی، معتدل. سکنهٔ آن ۷۸ تن. شیعه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی: زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان: گلیم بافی. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «اسنجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر