معنی اسنات
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) در قحطسالی شدن. (زوزنی). در سال قحط درآمدن. اِستان. اجداب. در تنگ سال افتادن. به قحط افتادن: اَسنت القوم. (منتهی الارب).[ ] (اِخ) محبوبهٔ نیت و او زوجهٔ یوسف و دختر فوطی فارع کاهن آون بود، و آون قصبه ایست در مصر. (سفر پیدایش ۴۱: ۴۵ و ۴۶: ۲۰). (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «اسنات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر