معنی اسمداد
8 بازدید
[ اِ مِ ] (ع مص) برآماسیدن از خشم و جز آن. (ناظم الاطباء). برآماسیدن از خشم و جز آن. اسمیداد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «اسمداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر