معنی اسماعیلآباد مستعان
4 بازدید
[ اِ دِ مُ تَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران، در ۱۵۰۰۰ گزی شوسهٔ قم، حدود کهریزک. جلگه، معتدل. سکنه ۱۷۵ تن. زبان فارسی. آب آن از قنات. محصول آن غلات، صیفی، چغندرقند. شغل اهالی زراعت. راه فرعی به شوسه دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «اسماعیلآباد مستعان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر