معنی اسلیمیه
6 بازدید
[ اِ می یَ ] (اِخ) اسلیونو. شهریست در روم ایلی شرقی، در دامنهٔ جنوبی کوه «قوجه بلکان» بر نهری از توابع شط دانوب در ۱۳۲هزارگزی شمال ادرنه. کارخانه های مشهور عبابافی دارد و گلاب گیری در این محل بسیار رایج است. زمانی اسلحهٔ خوب در اینجا میساختند. در زمان ادارهٔ عثمانی سمت مرکز لوایی داشت و هر سال یک بار در این شهر بازار مکاره ترتیب میدادند. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به اسلیون شود.
کلمات همقافیه با «اسلیمیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر