معنی اسلحه
6 بازدید
[ اَ لِ حَ / حِ ] (از ع، اِ) جِ سلاح. (منتهی الارب). آلات جنگ باشد مثل تیغ و تیر و نیزه و غیره. (غیاث): درِ خزاین بگشاد و نفایس ذخائر و رغائب اموال و اسلحه بر جمهور لشکر تفرقه کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ تهران ص ۷۹). و میان فریقین حربی عظیم واقع شد و جز دستهٔ شمشیر دستگیر نبود و دیگر اسلحه مفید نیامد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۲۳). - اسلحهٔ آتشی ؛ اسلحهٔ ناریه، مانند توپ، تفنگ، نارنجک و غیره.
کلمات همقافیه با «اسلحه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حه» برای سرودن شعر