معنی اسلح
5 بازدید
[ اَ لَ ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از سلح. سرگین اندازنده تر. - امثال: اسلح من حباری. اسلح من دجاجة؛ الحباری تسلح ساعةالخوف و الدجاجة ساعةالامن. (مجمع الامثال میدانی): و هم ترکوک اسلح من حباری رأت صقراً و اشرد من نعام. (حیاةالحیوان ج ۱ ص ۲۰۵ س ۳).
کلمات همقافیه با «اسلح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر