معنی اسلام‌گرای ثالث

معنی اسلام‌گرای ثالث

5 بازدید
[ اِ گِ یِ لِ ] (اِخ) یکی از خانان کریمه و پسر سلامت گرای است. وی در زمان جان بک گرای باسارت بدست لهستانیها افتاد و هفت سال در اسیری بسر برد و آنگاه بموجب عهدنامهٔ منعقده از طرف سلطان مراد رابع وی را آزاد کردند و در یان بولی اقامتگاهی به وی دادند. چون برادر وی بهادرگرای بتخت خانی کریمه جلوس کرد او را هم نزد خود برد و او هنگام وفات برادر بقلعهٔ سلطانی آمد اما برحسب تقاضا و استدعای محمدگرای، خان کریمه او را به رودس تبعید کردند ولی دو ماه پس از این وقعه او را باستانبول خواندند. و در تاریخ، ۱۰۵۴ هـ . ق. بخانی کریمه تعیین گشت. در مدت حکومت ده سالهٔ خود بارها با روسها و لهستانیان جنگید و غالب آمد و غنائم جنگی زیاده از حد بدست آورد و هدایای گرانبها نیز باستانبول فرستاد و از روسیه و لهستان جزیه میگرفت. آثار خیریهٔ بسیار از خود باقی گذاشته از قبیل جوامع و مساجد و قلاع و قناتها و غیره. وی بسال ۱۰۶۴ بسن ۵۰سالگی درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «اسلام‌گرای ثالث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید