معنی اسلاملو
4 بازدید
[ اِ ] (اِخ) دهی از دهستان برگشلو بخش حومهٔ شهرستان ارومیه، ۱۳۰۰۰گزی جنوب خاوری ارومیه، ۱۵۰۰ گزی جنوب ارابه رو امامزاده به ارومیه، جلگه و معتدل، مالاریایی. سکنه ۳۸۰ تن. شیعه. آب آن از شهرچای. محصول آن غلات، توتون، انگور، چغندر، حبوبات. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی، جوراب بافی است. راه ارابه رو دارد. تابستان میتوان به آنجا اتومبیل برد. (فرهنگ جغرافیائی ج ۴).[ اِ ] (اِخ) دهی از دهستان دشت بیل بخش اشنویهٔ شهرستان ارومیه، ۱۴۰۰۰ گزی شمال خاوری اشنویه، ۷۵۰۰ گزی شمال ارابه رو کردکاشان به اشنویه. کوهستانی، سردسیر، سالم. سکنه ۱۱۵ تن. سنی. زبان کردی. آب از چشمه. محصول آن غلات، توتون. شغل اهالی زراعت و گله داری می باشد. صنایع دستی، جاجیم بافی. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ اِ ] (اِخ) تیره ای از ایل اینانلو (از ایلات خمسهٔ فارس). (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۶).
کلمات همقافیه با «اسلاملو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر