معنی اسقیح
4 بازدید
[ ] (اِخ) مؤلف مجمل التواریخ و القصص (در ذکر پادشاهان هندوان و نسب آنان) گوید: پس فارک بر سان عم پادشاهی کرد سی سال، از بعد او پسرش اسقیح بنشست مردی باسیاست و عدل بیست سال. چون وی سپری گشت پسرش شهدانیق، پادشاه شد. (مجمل التواریخ ص ۱۱۵، ۱۱۶).
کلمات همقافیه با «اسقیح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یح» برای سرودن شعر