معنی اسفیوش
4 بازدید
[ اَ ] (اِ) اَسفیوس. لغت فارسی و آن بزرقطوناست. (تحفهٔ حکیم مؤمن). بزرقطونا باشد. (سروری). بر وزن و معنی اسپیوش است که بزرقطونا باشد و عربان بقلهٔ مبارکه گویند. (برهان). بزرقطونا یعنی اسفرزه. (انجمن آرای ناصری). بشولیون است و برغوثی نیز گویند و بیونانی پسیلون و آن بزرقطوناست. (اختیارات بدیعی). قطوناست و بمعنی بزرقطونا نیز استعمال کنند. دزی گوید: اسفیوش را فریتاگ پسیلوم دانسته و در کتاب پاین اسمیث و فرهنگ المنصوری رازی اُسقُیوس آمده، و نیز در دو نسخهٔ مستعینی (در مادهٔ بزرقطونا) با قاف آمده و مؤلف گوید که کلمه را با سین و شین هر دو دیده ام. بعقیدهٔ مستعینی و ابن البیطار کلمه ای است فارسی. رجوع به فولرس مادهٔ اسپغول شود. (دزی ج ۱ ص ۲۳). اسپیوش. (جهانگیری). رجوع بهمین کلمه شود. سبیوس. بسوس. سیبوس. اسفرزه. اسپرزه. قطونا. برغوثی. شکم پاره. فسیلیون . بشولیون. بخدُق. زباد. اشجاره. بنگو. اسپغول. ختل. سابوس. قارنی یاروق. حشیشةالبراغیث. ینم. هروتوم.
کلمات همقافیه با «اسفیوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر