معنی اسفیریا
7 بازدید
[ اِ ] (اِ) اکنون سفیریه گویند، غذائی مرکب از گوشت، تخم مرغ و پیاز: فقال لکاتبه اِن عشتُ قلیلاً لاطعمنک اسفیریا من لحوم هذه الجزر مااکلت مثلها قط. (ابن القوطیه نسخهٔ خطی پاریس شمارهٔ ۷۰۶ از دزی ج ۱ ص ۲۲).
کلمات همقافیه با «اسفیریا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر