معنی اسفیدروی
5 بازدید
[ اِ ] (اِ مرکب) اسفیذروی. فلزی است : و هر بامداد که شیر خواهند دوشید قدحی چینی پاکیزه یا آبگینه یا اسفیدروی بگیرند و بچند آب بمالند و بشویند پاک. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بیرونی در الجماهر ص ۲۶۴ آرد: فی ذکر الاسفیذروی، و هو اسم فارسی، معناه النحاس الابیض و یسمی صفراً و ذلک بالشبه اولی بصفرته. قال ابوتمام: کثرةالصفر یمنة و شمالاً اضعفت فی نفاسةالعقیان. و قال ابوسعیدبن دوست: یقولون لی لما قنعت ببلغة من العیش لاتقنع من التبر بالصفر و لست بصفرالقلب عن طلب العلی و لکن یدی صفر من البیض و الصفر. و نیز رجوع به الجماهر بیرونی ص ۱۸۷ شود.
کلمات همقافیه با «اسفیدروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر