معنی اسفیدباجات
5 بازدید
[ اِ ] (ع اِ) جِ اسفیدباج و اسفیدباجة. لکلرک مترجم ابن البیطار ترجمهٔ آنرا بفرانسه بصورت ذیل آورده و میگوید: مخلوطی از گوشتهای سپید است قیمه کرده و ابازیرکرده، لیکن گمان نمیکنم اسفیدباجات آن باشد که او میگوید و گمان من این است که اسفیدباجات آشهای ساده باشد یعنی آشهای بی ترشی و ابازیر. واللََّه اعلم. رجوع به اسفیدباج شود. و بلان مانژه بگمان من جیرو است یعنی رودکانی خردکرده و سرخ کرده و ابازیرزده.
کلمات همقافیه با «اسفیدباجات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر