معنی اسفیدان
7 بازدید
[ اِ ] (اِخ) اسفیذان. شهرکی کوچک است و حصاری دارد و قهستان دیهی بزرگ است و هر دو سردسیرند و در کوه آنجا غاری عظیم و محکم است که ایشانرا در ایّام مخوف پناه باشد. (نزهةالقلوب چ گای لیسترانج چ بریل مقالهٔ ۳ ص ۱۲۲). اسفیدان و قهستان هم مانند کوردست سردسیر است سخت و آنجا شگفتی است محکم در کوه. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۲۳۰). شهر کوچکی است در فارس و حصاری دارد. (مرآت البلدان ج ۱ ص ۴۰).[ اِ ] (اِخ) دهی از دهستان طرق رود، بخش نطنز شهرستان کاشان، واقع در ۲۱۰۰۰ گزی جنوب خاوری نطنز و ۲۰۰۰ گزی جنوب خاوری جادهٔ نطنز- اردستان. دامنه. معتدل. دارای ۲۲۰ تن سکنه. فارسی و تاتی زبان. آب آنجا از ۵ رشته قنات. محصول آن: غلات، حبوبات، ابریشم، پنبه، انار، انجیر. شغل، زراعت. راه مالرو. از جاده ممکن است اتومبیل به آبادی برد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «اسفیدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر