معنی واژه اسفهسالاری
4 بازدید
[ اِ فَ ] (ص نسبی) منسوب به اسفهسالار. || (حامص مرکب) سمت اسفهسالار. سرداری سپاه : عبیداللََّه بن زیاد شمربن ذی الجوشن را بخواند و گفت عمر با حسین محابا میکند اگر حرب نکند سپاه از وی بستان و آن عهد و اسفهسالاری تراست. (ترجمهٔ طبری بلعمی).