معنی اسفندان
5 بازدید
[ اِ فَ ] (اِ) شجرالاسفندان تخم آن حُرف است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). اسپندان. رجوع به حُرف و حب الرشاد و اسفندان گرد شود.[ اِ فَ ] (اِخ) موضعی در شهرخواست (فرح آباد مازندران). رجوع بسفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۱۲ بخش انگلیسی شود.
کلمات همقافیه با «اسفندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر