معنی اسفندآباد

معنی واژه اسفندآباد

5 بازدید
[ اِ فَ ] (اِخ) قریه ای است در بلوک ورامین تهران. رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص ۳۵۸ شود.
[ اِ فَ ] (اِخ) یکی از بلوکات کردستان. حد شمالی قراء گروس، حد شرقی قراء مهران، حدّ جنوبی سنقر و کلیائی و حدّ غربی ییلاق، مرکز قروه، عدهٔ قری ۱۰۸.
[ اِ فَ ] (اِخ) دهی جزء بخش شهریار شهرستان تهران در ۱۱۰۰۰ گزی باختر مرکز بخش، کنار رودخانهٔ سیاه آب. دارای ۸۹ تن سکنه. سردسیر. مالاریائی. آب آن از قنات. محصولات آن غلات، بنشن، پنبه، چغندر قند، قلمستان. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. از طریق لم آباد می توان ماشین برد. محل قشلاق چند خانوار از ایل میش مست است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱ ص ۱۲).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید