معنی اسفنجالانثی
4 بازدید
[ اِ فَ جُلْ اُ ثا ] (ع اِ مرکب) اسفنج ماده. مقابل اسفنج الذکر. رجوع به اسفنج الذکر و تذکرهٔ ضریر ج ۱ ص ۴۶ و رجوع به اسفنج (از تحفهٔ حکیم مؤمن) شود.
کلمات همقافیه با «اسفنجالانثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر