معنی اسفرسف
5 بازدید
[ اَ رَ ] (اِ مرکب) اسفرسب. (برهان). اسپرس. (جهانگیری). رجوع به اسفرسب و اسپرس و اسپریس شود.
کلمات همقافیه با «اسفرسف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سف» برای سرودن شعر