معنی اسفرزا

معنی واژه اسفرزا

4 بازدید
[ اِ فُ ] (اِخ) جاکومّیتسو اَتِّندُلو. از رؤسای پارتیزان های ایتالیا که خود پدر خاندانی میلانی است. (۱۳۶۹ -۱۴۲۴ م.). || فرانچسکو اَلِسّاندرو، دوک میلان، از رؤسای مشهور پارتیزانها، پسر اسفرزای سابق الذکر. (۱۴۰۱ -۱۴۶۶ م.). || گالِئاتسو ماریا، دوک میلان، پسر اسفرزای اخیرالذکر. (۱۴۴۴ -۱۴۷۶ م.). || جووانّی، دوک میلان، پسر شخص اخیرالذکر. (۱۴۶۸ -۱۴۹۴ م.). || لودویکو، دوک میلان، ملقب به مُر، عمّ اسفرزای اخیر. (۱۴۵۱ -۱۵۰۸ م.). || ماسّی میلیانو، دوک میلان، پسر شخص اخیر. (۱۴۹۱ -۱۵۳۰ م.). || فرانچسکو ماریا، آخرین دوک میلان، دومین پسر لودویکو ملقب به مُر. (۱۴۹۲ -۱۵۳۵ م.). و رجوع به اسفورزا شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید