معنی واژه اسفرائینی
3 بازدید
[ اِ فَ ] (ص نسبی) منسوب به اسفرائین. رجوع به مواد ذیل و اسفراینی و اسفرایینی شود.[ اِ فَ ] (اِخ) ابن عربشاه. رجوع به عصام اسفرایینی و معجم المطبوعات شود.[ اِ فَ ] (اِخ) ابواسحاق ابراهیم بن محمدبن ابراهیم بن مهروان معروف باستاذ، ملقب برکن الدین. شافعی متکلم اصولی شیخ اهل خراسان. گویند وی برتبهٔ اجتهاد رسید و او را مصنفات بسیار است از آن جمله: جامع الحلی فی اصول الدین و الرد علی الملحدین و تعلیقة فی اصول الفقه و جز آن. ابوالقاسم بن عساکر گوید: شخصی معتمد مرا حکایت کرد که صاحب بن عباد چون بذکر ابن الباقلانی و ابن فورک و اسفرائینی، که معاصر هم و از اصحاب ابی الحسن اشعری بودند، رسید به اصحاب خویش گفت: ابن الباقلانی بحر مفرق و ابن فورک صل مطرق و الاسفرائینی نار تحرق. وی در روز عاشوراء سنهٔ ۴۱۷ هـ .ق . به نیشابور درگذشت و جنازهٔ وی به اسفرایین بردند و بدانجا دفن کردند. الحاکم ابوعبداللََّه ذکر او آورده گوید: شیوخ نیشابور کلام و اصول عامه را از او فراگرفتند و اهل عراق و خراسان بعلم او مقرند و مدرسهٔ مشهورهٔ نیشابور را برای او بنا کردند. او راست: نورالعین فی مشهد الحسین، که با قرةالعین فی اخذ ثار الحسین تألیف ابی عبداللََّه عبداللََّه بن محمد در مطبعهٔ شرف ۱۲۹۸ و ۱۳۰۰ هـ .ق . مطبعهٔ عبدالرزاق بسال ۱۳۰۲ و ۱۳۰۳ هـ .ق . طبع شده است. (معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۴۳۵ ، ۴۳۶).[ اِ فَ ] (اِخ) ابوالعباس فضل بن احمد اسفرائینی. رجوع بابوالعباس اسفراینی شود.[ اِ فَ ] (اِخ) ابوالقاسم محمدبن فضل. از اهل ادب و شعر. پسر ابوالعباس فضل بن احمد اسفرائینی است و عتبی در تاریخ یمینی پنج بیت از مؤملی کاتب که در مرثیهٔ این اسفرائینی گفته، نقل میکند و آنها را بوزن و قافیهٔ دو بیتی که ابوالقاسم اسفرائینی مزبور گفته بود سروده و بدانها ضمیمه کرده است. (تعلیقات حدائق السحر ص ۹۲).[ اِ فَ ] (اِخ) تاج الدین محمدبن محمدبن احمد. متوفی بسال ۶۸۴ هـ .ق . او راست: الضوء علی المصباح و آن شرح مصباح است در نحو تألیف مطرزی، و در لکنو (هند) بسال ۱۸۵۰ م. بطبع رسیده است. (معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۴۳۶).