معنی واژه اسفجین
4 بازدید
[ اِ فَ ] (اِخ) قریه ای بهمدان از روستای ونجر، و بدانجا مناره ای است ذات الحوافر که خبر آن در حرف حاء بیاید. (معجم البلدان).[ اِ فَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان، ۲۰۰۰ گزی باختر زنجان، ۳۰۰۰ گزی راه زنجان - تبریز. دامنه، معتدل، سکنه ۵۲۸ تن. آب آن از چشمه، قنات. محصولات آن غلات، انگور، پنبه، مختصر برنج. شغل اهالی زراعت، مکاری و چوبداری. راه آن مالرو و در غیر بارندگی اتومبیل رو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲ ص ۱۳).