معنی اسفاهیگری
5 بازدید
[ اِ گَ ] (حامص مرکب) سپاهی گری : دو ملحد بودند مدتی در خدمت او به اسفاهی گری میبودند فرصت یافتند که اصفهبد آب میخورد آنکه زوبینی داشت بر پهلوی شاه غازی زد. (تاریخ طبرستان).
کلمات همقافیه با «اسفاهیگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر