معنی اسفاهدار
6 بازدید
[ اِ ] (نف مرکب) اسپاهدار. سپهدار. سردار: دین لاف زد اتابک اسفاهدار ماست دولت زبان گشاد که این مرزبان ماست. خاقانی.
کلمات همقافیه با «اسفاهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر