معنی واژه اسفاناخ
4 بازدید
[ اِ ] (اِ) رجوع به اسفاناج شود: غذا، کشکاب گندم و اسفاناخ... و ماش مقشر باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و طعام او مزورهٔ بکشک جو باشد... و ماش پوست کنده و اسفاناخ بروغن بادام. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).