معنی اسغاب
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گرسنه کردن. || در گرسنگی درآمدن. (منتهی الارب). گرسنه شدن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اسغاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر