معنی اسعردی

معنی واژه اسعردی

3 بازدید
[ اِ عِ ] (ص نسبی) منسوب به اسعرد.
[ اِ عِ ] (اِخ) جمال الدین نقاش. رجوع به عیون الانباء ج ۱ ص ۷ شود.
[ اِ عِ ] (اِخ) عبیدبن محمدبن عباس مکنی به ابی القاسم (۶۲۲ -۶۹۲ هـ .ق .). حافظ حدیث و بارع در تخریج و اسماءالرجال. او را شروح بسیار است. مولد وی اسعرد و وفات او در قاهره است. (الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۶۲۱ از تذکرةالحفاظ ج ۴ ص ۲۵۷).
[ اِ عِ ] (اِخ) محمدبن محمدبن عبدالعزیز ملقب به نورالدین (۶۱۹ -۶۵۶ هـ .ق .). شاعری است که در وی مجانت و ظرافت است. وی به ملک الناصر پیوست و او را به قصائدی موسوم به «ناصریات» مدح گفت و او را دیوان شعر است و نیز مجموعه ای دارد بنام «سلافة الزرجون فی الخلاعة و المجون» شامل شعر خود او و دیگران. (الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۷۴) (فوات الوفیات ج ۲ ص ۱۶۱).
[ اِ عِ ] (اِخ) مسندة زینب بنت سلیمان محدّث بن هبةاللََّه خطیب بیت لهیاء. (منتهی الارب).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید