معنی اسعدافندی

معنی واژه اسعدافندی

4 بازدید
[ اَ عَ اَ فَ ] (اِخ) نام کتابخانه ای در جنب اَیاصوفیه در اسلامبول. (ترجمهٔ مجالس النفائس ص ب).
[ اَ عَ اَ فَ ] (اِخ) ابواسحاق افندی زاده محمدبن شیخ الاسلام ابواسحاق اسماعیل افندی. وی یکی از علمای نامدار عثمانی بود و در زمان سلطان محمودخان اوّل میزیست و اسعدافندی برادر شیخ الاسلام افندی است. مولد اسعدافندی سنهٔ ۱۰۹۶ هـ .ق . است. او پس از اکمال دروس وقت در نزد پدر و دانشمندان دیگر در زمرهٔ مدرسان داخل شد (بسال ۱۱۲۲ هـ .ق .) و در زمان مشیخت پدر خویش، مأموریت تفتیش و امانت فتوی را داشت و بعد بسمت قاضی سالونیک و سپس قاضی مکه منصوب شد. در زمان شیخ الاسلامی برادر خود با حفظ مقام سابق در سفراطهٔ کبیر (بلوک اطه ؟) و بلگراد قاضی اردو بود و در نتیجهٔ حسن خدمت و قابلیت و کفایت در سنهٔ ۱۱۵۷ قاصی عسکر روم ایلی گردید و در سنهٔ ۱۱۶۱ بمسند مشیخت ترفیع یافت و در ماه شعبان سال بعد معزول شد و از راه شام برفتن بمکه و اقامت در آن شهر مأمور گردید و سپس اقامتگاه وی را به گلیبولی تبدیل کردند و پس از مدتی به عودت او به استانبول و اقامت در کوی انجیر موافقت شد. وی در سنهٔ ۱۱۶۶ درگذشت و جسد او را نزدیک پدر مدفون ساختند. اسعدافندی از اهل علم و فضل و شاعر و ادیب کامل بود و در فن موسیقی مهارت تام داشت. او راست: کتاب لهجةاللغات. و بر سورهٔ «یس» و آیةالکرسی و برخی دیگر از سور قرآن کریم تفسیری نگاشته و نظیره ای بر اطواق الذهب زمخشری دارد و دو رساله بعنوان «بلبل نامه» و «تذکرهٔ خوانندگان» نوشته و اشعار لطیف از خود بیادگار گذاشته و بعض قصائد عربی را تخمیس کرده و دو قصیدهٔ موسوم به همزیه و لامیه نیز دارد. (قاموس الاعلام ترکی).
[ اَ عَ اَ فَ ] (اِخ) صالح زاده احمدبن شیخ الاسلام محمد صالح افندی. وی برادر شیخ الاسلام محمدافندی و خود یکی از علمای نامدار عثمانی است. وی در زمان سلطان سلیم ثالث جالس مسند مشیخت بود. پس از اکمال تحصیل و نیل بمراتب عالیهٔ علمی قاضی مکه و استانبول شد و در سنهٔ ۱۲۰۵ هـ .ق . قاضی عسکر اناطولی و در سال ۱۲۰۸ قاضی عسکر روم ایلی گردید و در تاریخ محرم ۱۲۱۸ بمسند مشیخت ترفیع یافت و مدت سه سال و پنج ماه در این مقام عالی ببود و در نتیجهٔ روشن فکری و تجویز نظامات جدیده مردمان شریر و نادان بضد وی برخاستند و او بنا بمصلحت معزول شد و در وقعهٔ مؤلمهٔ سلطان سلیم خان بزحمت و صعوبت بسیار از تسلط رَجّاله و اشرار رهائی یافت. در زمان جلوس سلطان محمودخان ثانی بسال ۱۲۲۳ هـ .ق . در ماه جمادی الآخر بار دیگر مسند شیخ الاسلامی را اشغال کرد ولی بیش از سه ماه و ده روز در این مقام نماند و باجبار مردمان آشوب طلب معزول شد و در سنهٔ ۱۲۳۰ درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی).
[ اَ عَ اَ فَ ] (اِخ) عریانی زاده احمد. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
[ اَ عَ اَ فَ ] (اِخ) محمد. یکی از علمای دورهٔ سلطان محمودخان ثانی و سلطان عبدالمجیدخان. او بعنوان «صحافلر شیخی زاده» معروف است و در سن شصت وچهارسالگی قاضی عسکر روم ایلی و نقیب الاشراف گردید و مدیری و دبیری «تقویم وقایع» و وظیفهٔ وقایع نگاری بعهدهٔ وی محول بود. تاریخچهٔ موسوم به اسّ ظفر از تألیفات اوست. وی در سال ۱۲۶۳ هـ .ق . در حالتی که سمت وزارت معارف داشت درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی).
[ اَ عَ اَ فَ ] (اِخ) محمد. یکی از علمای نامدار که در دولت عثمانی بمسند مشیخت اسلامی نایل گردید. او پسر شیخ الاسلام مشهور خواجه سعدالدین افندی صاحب «تاج التواریخ» است. مولد اسعدافندی سنهٔ ۹۷۸ هـ .ق . است. وی پس از اکمال دروس اجازهٔ تدریس یافت و در مدارس متعدد بتدریس پرداخت و در سنهٔ ۱۰۰۱ سمت مدرسی دارالحدیث داشت و در سال ۱۰۰۴ قاضی ادرنه و نیز در همین اوقات قاضی عسکر آناطولی و در تاریخ ۱۰۰۷ قاضی استانبول و در ۱۰۱۲ قاضی عسکر رومی بود. در سال ۱۰۲۳ بحج رفت در حین عودت وقتی که بقرمان ایلی رسید برادر او چلبی محمدافندی که سمت مشیخت اسلامی داشت درگذشت و در نتیجه اسعدافندی بجای او به مقام شیخ الاسلامی ترفیع یافت و تا زمان وفات سلطان احمدخان اول بدین سمت باقی بود. در عصر سلطان مصطفی خان و سلطان عثمان خان ثانی نیز همین مقام را داشت و سلطان عثمان خان ثانی با دختر وی ازدواج کرد و بدین طریق مقام و مرتبهٔ او بیفزود و هفت سال تمام در مسند شیخ الاسلامی متمکن بود و در دورهٔ فترت عثمان خانی کنج عزلت گزیده برکنار رفت. در سال ۱۰۳۲ در زمان سلطان مرادخان رابع بار دیگر به مسند فتوی جلوس کرد و تا زمان ارتحال (ماه شعبان ۱۰۳۴ هـ .ق .) در این مسند باقی بود. جنازهٔ او را در جوار حضرت ابوایوب نزدیک پدر و برادر وی بخاک سپردند. اسعدافندی یکی از فضلا و ادبا و شعرای کامل و از اهل سلوک بود خلقی ممدوح داشت و در بذل و بخشش مشهور است. در زبان فارسی و ترکی و عربی اشعار میسرود. از اشعار عربی اوست: ما فی الفؤاد سوی الودّ الصحیح لکم اللََّه یعلم ما قلبی و ما فیه. (قاموس الاعلام ترکی).
[ اَ عَ اَ فَ ] (اِخ) وصاف زاده محمدبن شیخ الاسلام عبداللََّه وصاف افندی. یکی از علمای مشهور عثمانی. وی در زمان سلطان عبدالحمیدخان اول سمت مشیخت اسلام داشت. مولد اسعدافندی سال ۱۱۱۹ هـ .ق . است و در سنهٔ ۱۱۳۴ سمت مدرسی و در سال ۱۱۶۴ سمت ملائی غلطه را داشت. در تاریخ ۱۱۶۸ با پدر خویش مأمور اقامت بروسه گردید و پس از رهائی مدّتی از جور دشمنان پدر متأذی بود. بعد از چندی در سنهٔ ۱۱۸۲ هـ .ق . در آناطولی و در سال ۱۱۸۶ در روم ایلی سمت قاضی عسکر یافت. در شوال سنهٔ ۱۱۹۰ به مسند مشیخت اسلام ترفیع یافت و پس از بیست ماه در اثر انحراف مزاج معزول و مدتی مشغول مداوا گشت و در ماه رجب ۱۱۹۲ درگذشت. جسد او را در جوار حضرت ایوب بخاک سپردند. او مردی ضعیف و نحیف بود و در میان مردم بعنوان «هندی ملا» شهرت یافته بود و طبع شعری نیک و تمایل کامل بطریقت تصوّف داشت. (قاموس الاعلام ترکی).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید