معنی اسعاء
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سخن چین گردانیدن. بسخن چینی داشتن. || دادن جسته جوینده را. || محتاج طلب گردانیدن کسی را. (منتهی الارب). || واداشتن بسعی یعنی کسب. || اسعوا به؛ طلبوه. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اسعاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر