معنی اسطفانس
6 بازدید
[ اِ طِ نُ ] (اِخ) یکی از حکما که در صنعت کیمیا بحث کرده و بعمل اکسیر تام دست یافته است. (ابن الندیم در عیون الانباء ابن ابی اصیبعه ج ۱ ص ۲۲). اسطفانس یکی از اطباء دورهٔ فترت بین مینس و برمانیدس یاد شده. و رجوع به اصطفانوس شود.
کلمات همقافیه با «اسطفانس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نس» برای سرودن شعر