معنی اسطار
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ سطر، بمعنی خط و رستهٔ هر چیز.[ اِ ] (ع مص) درگذشتن از سطری: اسطر اسمی؛ درگذشت از سطری که در آن نام من است. (از منتهی الارب). || خطای سطر کردن در قرائت: اسطر فلان فی قراءته؛ خطای سطر کرد در قرائت خود. (منتهی الارب). خطا کردن در قرائت. اخطاء.[ اِ ] (ع اِ) سخن پریشان و بیهوده. || افسانه. ج، اساطیر.
کلمات همقافیه با «اسطار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر