معنی اسسن
4 بازدید
[ اِسْ سُ ] (اِخ) رودی بفرانسه. و آن بشط سِن ریزد.[ اِسْ سُ ] (اِخ) کمونی در مملکت فرانسه (سِن اِ اُواز)، از ناحیت کُربی کنار رود اِس سُن، دارای ۱۰۶۸۳ تن سکنه و راه آهن از آن گذرد. کاغذسازی آن مهم است و آسیاها دارد.
کلمات همقافیه با «اسسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر