معنی اسرشتن
7 بازدید
[ اِ رِ تَ ] (مص) سرشتن : جسمشان را هم ز نور اسرشته اند تا ز روح و از ملک بگذشته اند.مولوی. رجوع بسرشتن شود.
کلمات همقافیه با «اسرشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر