معنی اسدروبعل
7 بازدید
[ اَ بَ ] (اِخ) یکی از سرداران قرطاجنه و داماد آمیلکار. وی بعد از وفات پدرزن خویش در ۲۲۹ ق .م . سمت سرداری سپاهیانی که از جانب قرطاجنیون بتسخیر اسپانیول مأمور بودند، داشت و دامنهٔ فتوحات را تا نهر ابره توسعه داده و شهر قرطاجنه را بناکرد و او بسال ۲۲۰ ق .م . بدست غلامی کشته شد. (قاموس الاعلام ترکی).[ اَ بَ ] (اِخ) (برقه) پسر آمیلکار و برادر آنیبال معروف. وی در ۲۱۸ ق .م . در اسپانیا فرمانده کل لشکر بود و در ابتدای امر مغلوب شد و بعداً بیاری ماس نیسا پادشاه نومیدیا و اسکیپیون از سرداران روم را مغلوب و پراکنده ساخت و با عدّه و عدت فراوان بکمک برادر به ایتالیا شتافت و بدانجا مغلوب و مقتول شد و سپاهیان دشمن سر وی را از تن جدا کرده به اردوگاه برادر وی افکندند. (قاموس الاعلام ترکی).[ اَ بَ ] (اِخ) اسدروبال. یکی از سرداران و فرماندهان سپاه که مدت مدیدی در قرطاجنه برابر اسکی پیون امیلیان مقاومت کرد و عاقبت در تاریخ ۱۴۶ ق .م . مجبور بتسلیم شد. زن وی از این حرکت نامردانه برآشفته بقصد انتقام سر فرزندان خویش را از تن جدا کرد و خود را نیز به آتش افکند. (قاموس الاعلام ترکی). و رجوع بحلل السندسیة ج ۲ ص ۱۹۷ و ۲۰۰ شود.
کلمات همقافیه با «اسدروبعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر