معنی اسداد
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) صواب طلب کردن. سداد خواستن. طلب کردن صواب را. (منتهی الارب). صواب خواستن. (زوزنی). || بصواب و راستی رسیدن. (منتهی الارب). صواب یافتن. || صواب گفتن.[ اَ ] (ع اِ) جِ سَدّ. || ضربت علیه الارض بالاسداد؛ طرق بر آن بند کرده شد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر