معنی اسحوب
4 بازدید
[ اُ ] (ع ص) سخت خورنده. بسیارخوار. بسیارخور. || سخت آشامنده. بسیارنوش. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسحوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر