معنی اسحل
6 بازدید
[ اِ حِ ] (ع اِ) درخت مسواک. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). درخت بادیه. (نزهة القلوب). ج، اساحل. (مهذب الاسماء). قال ابوالوجیه: قضبان المساویک، البشام، و الضرو، و العنم، و الاراک، و العرجون، و الجرید، و الاسحل. (البیان والتبیین چ سندوبی ج ۳ ص ۷۷).
کلمات همقافیه با «اسحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر