معنی اسحال
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ سحل، بمعنی جامه ای از ریسمان یکتا بافته، ضد مبرم که دوتاه بافته باشد و رسن یکتاب داده و جامهٔ سپید یا جامهٔ سپید از پنبه و سیم نقد. (منتهی الارب).[ اِ ] (ع مص) اسحل فلاناً؛ یافت فلان را که مردم دشنام میدهند او را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسحال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر