معنی اسحاقی
11 بازدید
[ اِ ] (ص نسبی) منسوب به اسحاق و نام بعض اجداد منتسب الیه است. (سمعانی).[ اِ ] (اِخ) او راست: لطائف الاسحاقی که بسال ۱۰۳۲ هـ .ق . باتمام رسیده است. (کشف الظنون).[ اِ ] (اِخ) محمدبن عبدالمعطی بن ابی الفتح بن احمدبن عبدالمغنی بن علی الاسحاقی المنوفی الشافعی. محبی او را چنین یاد کرده: عبدالباقی المعروف بالاسحاقی المنوفی، وی ادیب و شاعر و قاضی و فاضل و عالم مورخ بود و شعر بسیار داشت و صحیح الفکر بود و او را تاریخی لطیف و رسائل بسیار است. در شهر خویش از شیوخ بسیار حدیث شنید و بمصر تردد داشت و بدانجا نزد اکابر علماء تلمذ کرد. و بسال هزار و شصت و اند در بلدهٔ منوف درگذشت. او راست: لطائف اخبارالاول فیمن تصرف فی مصر من ارباب الدول، معروف بتاریخ الاسحاقی، که آن را مشتمل بر یک مقدمه و ده باب و خاتمه ای قرار داده و در باب نهم و دهم از دولت عثمانی بحث میکند و تاریخ فراغت مؤلف از تألیف این کتاب سال ۱۰۳۳ هـ .ق . است. این کتاب در مصر بسال ۱۲۹۶ با تحفة الناظرین فیمن ولی مصر من الولاة و السلاطین تألیف شیخ عبداللََّه شرقاوی (در هامش) بطبع رسیده و بار دیگر در مطبعة الشرفیة بسال ۱۳۰۰ و ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ و نیز در مطبعة المیمنیة بسال ۱۳۱۰ و در مطبعهٔ عبدالرزاق بسال ۱۳۱۵ طبع شده است. (معجم المطبوعات). الروض الباسم فی اخبار من مضی من العوالم، که در سال ۱۰۴۲ به اتمام رسیده. رجوع به الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۶۳ شود.[ اِ ] (اِخ) یا اسحاقی صو. رودی است که به رود گرگان ریزد. (سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۹۱ و ۱۶۱ بخش انگلیسی).
کلمات همقافیه با «اسحاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر