معنی اسحاقپاشا
6 بازدید
[ اِ ] (اِخ) یکی از وزرای دولت عثمانی. او در عهد ابوالفتح سلطان محمدخان ثانی و سلطان بایزید دوبار بمقام صدراعظمی نایل شد. او از نژاد رومی و اصلاً بردهٔ پاشایکیت بود و در سایهٔ استعداد و قابلیت طبیعی و مساعدت طالع بمدارج عالیه ارتقا یافت و به سمت بگلربکی بسنه منصوب شد و سپس برتبهٔ وزارت نایل گشت. بعدها چند بار والی بود و در ۸۷۲ هـ .ق . بجای محمودپاشا مسند صدراعظمی را اشغال کرد و در طی این حال فرمان اوغلی و کرمیان اوغلی در آناطولی بنای عصیان و طغیان گذاردند و اسحاق پاشا آنان را سرکوبی کرد و برخی از ارباب حِرَف و صنایع را از شهر آقسرای واقع در آناطولی کوچانیده در استانبول مقیم ساخت. اینان محلهٔ مسکونی خود را بنام وطن اصلی محلهٔ آقسرای نامیدند. در سنهٔ ۸۷۷ هـ .ق . بمناسبت مسافرت اوزون حسن معزول گشت، و باز سلف او محمودپاشا روی کار آمد، در موقع جلوس سلطان بایزید (۸۸۶ هـ . ق.) بار دیگر اسحاق پاشا صدرنشین مسند وزارت عظمی گردید و بعد از دو سال بجهت سالخوردگی از آن شغل کناره گیری کرده و بمیل و رغبت خود و زوجه اش متقاعداً والی سلانیک شد و بعد از مدتی بدانجا درگذشت. از اینقرار در دفعهٔ اول ۵ و در کرت ثانی ۲ و مجموعاً ۷ سال مقام صدارت عظمی داشت. صاحب کشف الظنون گوید: بعد از صدارت عظمای محمودپاشا در دفعهٔ اول جای وی را محمدپاشای روم اشغال کرد یعنی در سنهٔ ۸۷۲ و در سال ۸۷۵ پاشای مذکور معزول گشت و مهر همایون را به اسحاق پاشا دادند لیکن اکثر مورخان صاحب نفوذ و اقتدار بودن محمدپاشای روم را در آن دورها منکر نیستند ولی صدارت او را تصدیق نکرده اند. اسحاق مسجد جامعی در استانبول در جوار آخور قپو بنا کرده است و محلهٔ واقع در اطراف مسجد را محلهٔ اسحاق پاشا نامند. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «اسحاقپاشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر