معنی اسجهرار
6 بازدید
[ اِ جِ ] (ع مص) اسجهرار نبات؛ بالیدن و گسترده شدن. بالیدن نبات و منبسط و گسترده گردیدن آن. (منتهی الارب). || اسجهرار سراب؛ نمودن و ناپدید شدن. (از منتهی الارب). سپید نمودن سراب در بیابان. || اسجهرار باد؛ پیش آمدن آن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسجهرار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر