معنی اسجح
6 بازدید
[ اَ جَ ] (ع ص) نیکو و بااعتدال. حسن معتدل. مؤنث: سَجْحاء. (منتهی الارب). - وجهٌ اسجح؛ روی نیکو بااعتدال. روی خوب. || آسان از هر چیزی.
کلمات همقافیه با «اسجح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جح» برای سرودن شعر