معنی اسجام
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) روان کردن اشک. (منتهی الارب). اشک راندن. || انسجام. (تاج المصادر بیهقی). باریدن. ریخته شدن.
کلمات همقافیه با «اسجام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر