معنی استیکاح
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سطبر و آکنده شدن چوزه. (منتهی الارب). ستبر شدن: استوکحت الفراخ؛ استغلظت. (اقرب الموارد). || بخل کردن ببخشیدن. یقال: سأله فاستوکح؛ ای امسک و لم یعط. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استیکاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر