معنی استیقاظ
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بیدار بودن. بیداری. || بیدار شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || هشیار بودن. || بانگ کردن پای برنجن و جز آن از پیرایه.
کلمات همقافیه با «استیقاظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اظ» برای سرودن شعر