معنی استیفان

معنی استیفان

6 بازدید
[ اِ ] (اِخ) (تاج) دو تن به این اسم بودند: اول شخصی که در قرنطش مسیحی شد (کتاب اول قرنطیان ۱۶ و ۱۵) و پولس او را تعمید داد. و دوم یکی از آن هفت تن بود که کلیسای اورشلیم آنان را برای اینکه حواریان را در خدمت فقرا امداد کنند تعیین کرد. (کتاب اعمال رسولان ۶ : ۶۰۱). و او بواسطهٔ ایمان و امداد از روح القدس معروف بود و از نام او چنان برمی آید که یهودی یونانی بوده است چنانکه رفقای او هم جز نقولای جدیدالیهود، همچنین بودند. خلاصه، اعمال قویهٔ او سبب اشتعال غیرت و ضدّیت و تعصب یهود گردید علی الخصوص نسبت به اشخاصی که از اعضای مجامع یونانی بودند زیرا احتمال میرود که با ایشان بیشتر ملاقات داشت. و علاوه بر این براهین محکمه و قاطعهٔ او بیشتر ایشان را تلخ جان گردانید. (اعمال رسولان ۶: ۸ -۱۰). لهذا نسبت کفرگوئی بوی داده دستگیرش کردند و در مجلس شوری برای استنطاق و امتحان حاضر کردند. (کتاب اعمال رسولان ۶ : ۱۱ -۱۷). و جواب او که شامل تاریخ مختصر اسرائیل میباشد و احترامی که نسبت بخدا و شارع کبیر اسرائیل میداد بر بطلان ادعای شاهدان کاذب دلیلی واضح و برهانی آشکار بود (اعمال رسولان ۶ : ۱۱ و ۱۳)، و نیز مبرهن میساخت که حضور و نظر التفات خدای تعالی نه فقط بآن مکان و آن خیمه معلق و محدود است بلکه در هر جا و هر کس که مشیت مقدس قرار گیرد خواهد بود. و هم واضح کرد که موسی پیش بینی کرده است که شخص نامی و معروفی بعد از من مبعوث خواهد شد. لکن همواره روح جهل و تعصب در اسرائیل بوده و از خصایل ایشان می باشد و آنان که در آن زمان مسیح را بقتل رسانیدند و حال هم با انجیل وی ضدیت می کنند فرزندان حقیقی و متابعین متقدمین خود می باشند که در هر عصر و اوان بر ضد مذهب و طریقهٔ حق بوده و هستند. خلاصه از قرار معلوم استیفان گفتار خود را در آن محضر با کمال خودداری بیان کرد و چون غضب و عصبیت حضار مجلس را برافروخته دید حجّت عادلانه و سختی بر ضد ایشان اقامه کرد. (اعمال رسولان ۷ : ۵۱ -۵۳). از آن پس چشمان خود را برافراشته گفت اینک آسمان را گشاده و پسر انسان را بدست راست خدا میبینم و ایستادن او گویا برای پذیرائی بندهٔ امین خود بود. (اعمال رسولان ۷: ۵۴ - ۵۶). ذکر این مطلب مثل فرمودهٔ مسیح که در محضر قیافا فرمود (انجیل متی ۲۶ : ۶۴ - ۶۸) (لوقا ۲۲ : ۶۹ -۷۱) حکام این مجلس را نیز واداشت که از شرایع و قواعد رومیها تجاوز کنند. (یوحنا ۱۸ : ۳۱). فوراً استیفان را از شهر بیرون کشیده سنگسار کردند. (اعمال رسولان ۷ : ۵۷ -۶۰). و بر حسب شریعت موسی (سفر تثنیه ۱۷ : ۷) شاهدان پیشوائی کردند. (اعمال رسولان ۶ : ۱۳). و برای آسودگی خود عباهای خویش را بدست شاؤل که یکی از معاندان استیفان بود دادند و آن مسیحی بر خداوند خود تأسی کرده گفت خدایا اینان را بیامرز چون که نمیدانند چه میکنند و از آن پس بدرجهٔ شهادت واصل گردید. و اول شهیدی بود که در راه مسیح مقتول گردید. (لوقا ۲۴ : ۴۸) (اعمال رسولان ۲۲ : ۲۰). و مرگ وی روح ضدیت عام را در اهالی بهیجان آورده این مطلب سبب پراکندگی مسیحیان و انتشار مژدهٔ انجیل گردیده (متی ۱۰ : ۲۳) باعث ازدیاد مؤمنین شد. (اعمال رسولان ۸ : ۱، ۱۴ و ۱۱ : ۹۱ - ۲۱). و بنابر قول ترتلین که در حدود سال های ۱۶۰ -۲۲۰ م. بود خون شهدا همچو تخمی بود که بر زمین افشانده شد. خلاصه از قرار معلوم مستحفظ عبای شاهدان مذکور فوق زودتر از سایرین بغیرت آمد. (اعمال رسولان ۸ : ۳ و ۹ : ۱ و ۲). و اگرچه قوت برهان و دلایل متینهٔ استیفان و شهادت وی بر او مؤثر شد با وجود آن باعث برگشت و توبهٔ او نگردید تا خود خداوند را مفصلاً رؤیت کرد. (اعمال رسولان ۹ : ۴ -۶). و فی الحقیقة مطلبی که اوغسطن گفته یعنی «کلیسا برای تحصیل نجات و خدمت شایان پولس بدعای استیفان مقروض میباشد» باید تصدیق کرد. و چند سال بعد از آن پولس به حالت استیفان رسید بسیار افسوس خورد از اینکه در واقعهٔ او حضور داشته بمرگش نیز راضی گردید. (اعمال رسولان ۲۲ : ۲۰). وفات استیفان محتمل است که در سال ۳۷ م. اتفاق افتاده باشد و بروایتی که سند آن قریب بهمان عصر است محل این واقعه را در شمال اورشلیم نزدیک به دروازهٔ دمشق تعیین میکند و در قرن دوازدهم آن کلیسائی را که بیادگاری آن شهید در آنجا بنا نهاده بودند دروازهٔ استیفان مقدس نامیدند. و روایت دیگری نیز هست که محل شهادت او را نزدیک به دروازهٔ استیفان مقدس حالیه که در طرف شرقی اورشلیم قدری بشمال حرم واقع است قرار میدهد. (قاموس کتاب مقدس).
[ اِ ] (اِخ) مترجم عمدهٔ مدرسهٔ طب مصر سابقاً. او راست: قانون الاسبتالیات، طبع بولاق. (معجم المطبوعات).

کلمات هم‌قافیه با «استیفان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید